• سه‌شنبه / ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ / ۰۸:۵۶
  • دسته‌بندی: کرمان
  • کد خبر: 1400022114301
  • خبرنگار : 50286

حکایت 38 سال ویلچرنشینی "اسدِ" حاج قاسم

حکایت 38 سال ویلچرنشینی "اسدِ" حاج قاسم

ایسنا/کرمان 38 سال مونس تخت و ویلچر بود و چفیه بر دوش صف اول هر راهپیمایی دیده می شد او شهید زنده ای بود که همه آرزوهایش برای فردا و فرداها رنگ ایثار گرفت.

به گزارش خبرنگار ایسنا، می خواهم از جانباز شهید و قطع نخاع بالای 70 درصد شهرم بنویسم، از شهید اسدالله رئیسی که در بین بچه های جنگ به حاج اسد مشهور بود که  حاج قاسم در تمجید از صبوری و مظلومیتش گفته است: "من فدای ایشان بشوم که در جامعه قطع نخاعی ها الگو و نمونه است".

آری می خواهم برای حاج اسدِ حاج قاسم بنویسم که هم اکنون در کنار دوستان و همرزمان شهیدش در گلزار شهدای شهر جیرفت آرمیده است.

حاج اسد در سال 1337 در خانواده ای متدین و کشاورز در روستای قلعه نو جیرفت متولد شد. پدر اسد کشاورز مومنی بود که در روز عید فطر لباس سفید می پوشید و برای اقامه نماز به شهر می رفت، عاشق خاندان اهل بیت بود و اگر در روستاهای دور و یا نزدیک از خیمه و منبر آقا با خبر می شد حتما می رفت. بله حاج اسد تربیت یافته مکتب امام حسین علیه السلام بود.

اسد بعد از مقطع سیکل راهی دانشسرا شد و در جریان انقلاب به کمیته انقلاب اسلامی پیوست، هم در جهاد سازندگی بود هم در سپاه و هم در جنگ. حاج اسد در بیشتر عملیات ها حضور داشت و خلاصه این فرمانده گردان های حاج قاسم زندگی پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشت تا اینکه در هشتم مرداد 1399 بعد از تحمل رنج و درد ناشی از جراحات دوران دفاع مقدس به یاران شهیدش پیوست.

حاج اسد بعد از نائل شدن به درجه جانبازی در کسوت معلمی خدمت کرد و هیچ وقت ویلچر بهانه ای برای رفع تکلیفش نشد. اگر چه سینه حاج اسد صندوقچه خاطرات، تلخی ها و شیرینی های زیادی بود اما به سختی لب به سخن گفتن می گشود و آنچه در ادامه می نویسم از زبان دوستان و اطرافیانش است.

حاج اسد تندیس شجاعت و صبر

 "آذر همتی" نویسنده حوزه دفاع مقدس در گفت و گو با ایسنا حاج اسد را اینگونه توصیف کرد و افزود: او شهید زنده‌ای بود در همسایگی ما، در ابتدای جوانی برای دفاع از دین و میهن و انقلاب به جبهه رفت، فرمانده گردان بود که در عملیات رمضان جانباز و قطع نخاع شد و همه‌ی آرزوهایش برای فردا و فرداها رنگ و بوی ایثار گرفت.

وی افزود: 38 سال در کوچه‌ای که دو جانباز دیگر هم همسایه‌اش بودند، با سختی و مشقت‌های خاص جانبازی، زندگی کرد ولی  یک‌بار نشد که از درد و رنج‌های جسمی شِکوه کند و سال‌ها مونس تخت و ویلچر بود اما این شرایط او را از ادامه‌ی راه و آرمانی که انتخاب کرده بود، بازنداشت.

این خبرنگار پیشکسوت حاج اسد را مصداق "والسابقون السابقون" دانست و گفت: در راهپیمایی‌ها، چفیه بر دوش روی ویلچر صف اول بود، او همیشه "والسابقون السابقون" بود. ما فکر می‌کردیم که جلوتریم ولی هر چه پیش می‌رفتیم، او جلوی ما بود، در هر صحنه‌ای برای دفاع از انقلاب حاضر می‌شدیم، او قبل از همه  آمده بود.

وی بیان کرد: وقتی که جوان‌های جنگ ندیده به دیدارش می‌رفتند، با تمام وجود از ولایت و رهبری دفاع می‌کرد و می‌گفت" فقط سنگر عوض شده، رهبری همان است که بود، مبادا راه را گم کنید" .

همتی در ادامه گفت: حضور و نفسش در محله برکت بود، گاهی می‌شنیدیم که بدحال است ولی وقتی به ملاقاتش می‌رفتیم، از ایمان و روحیه‌اش درس می‌گرفتیم، روزهای آخر بدجوری با درد و تاول و زخم دست و پنجه نرم می‌کرد؛ او سال‌ها بود که هر روز شهید می‌شد ولی ما این را نمی‌فهمیدیم.

وی حاج اسد را تندیس ولایتمداری و صبر معرفی کرد و افزود: از خودش و خاطراتش کمتر می‌گفت، نه اینکه چیزی برای گفتن نداشته باشد، تواضعش اجازه نمی‌داد چیزی بگوید، کاش می‌شد با زبان هنر خصوصیات ویژه‌ی او را برجسته و معرفی کرد زیرا او تندیس  ایمان، ولایت‌مداری، صبر و انقلابی‌گری بود، کاش لایه‌های پنهان زندگی‌اش برای نسل امروز و آیندگان ثبت و ضبط می‌شد و کاش سیره و مرامش در کتاب‌های درسی دانش‌آموزان جا می‌گرفت و الگوسازی می‌شد و کاش‌های فراوانی که همیشه با حسرت بر زبانمان جاری می‌شود.

خواهر شهید"بهروز همتی" جانباز شهید اسدالله رئیسی را  الگوی بارز  یک ایرانی شجاع، با تقوی، صبور و مومن عنوان کرد.

حاج اسد تا جان داشت داد ولایت و انقلاب را زد

"کرامت آرمان" همرزم شهید رئیسی نیز با افسوس از خاطرات با حاج اسد بودن گفت و افزود: وی با جهادسازندگی خیلی همکاری داشت و در مناطق محروم خدمت می کرد و کلا نمی توانست یک جا بایستد.

 وی با بیان خاطره ای کوتاه از شهید حاج اسد افزود: یک دفعه با تعدادی از بچه های جهادسازندگی جیرفت به اتفاق ایشان می خواستیم برویم به سراغ مجروحین که در بیمارستان ها بستری بودند ماشین گیرمان نیامد یک بنز خاور بود که بالای آن سوار شدیم هوا خیلی سرد بود برای این‌که بچه ها کمتر احساس خستگی بکنند گفت بیاییم کُشتی بگیریم و خلاصه همه را  به این شیوه سرگرم کرد تا به کرمان رسیدیم.

برادر شهید آرمان حفظ آبروی مردم را از نشانه های ایمان حاج اسد عنوان کرد و گفت: حاج اسد مدتی مسوول گزینش آموزش و پرورش جیرفت بود و همیشه با نگاه خیرخواهانه به همه کمک می کرد اما از مسوولان برای حل مشکلات مردم بدون ملاحظه انتقاد می کرد و ظاهرا جزو مغضوبین بعضی ها هم قرار می گرفت اما همیشه رُک بود.

وی در ادامه گفت: حاج قاسم همیشه سفارش حاج اسد را میکرد و اسد دست به خیر بود و هوای محرومین و نیازمندان را داشت.

این همرزم شهید نوعدوستی را از دیگر خصوصیات اخلاقی حاج اسد عنوان کرد و افزود: وقتی در بیمارستان لبافی نژاد تهران بستری بود به عیادتش رفتم خیلی ناراحت و عصبانی بود و گفت"یکی از جانبازان قطع نخاعی پتو روی صورتش افتاد و نمی توانسته نفس بکشد اینقدر فریاد زدم تا پرستار آمده و کمکش کرده است" از این وضع همیشه ابراز ناراحتی می کرد.

وی توجه به نماز جمعه و جماعت را در هر شرایطی از برنامه های همیشگی شهید عنوان کرد و گفت: تحت هیچ شرایطی نماز جمعه و جماعت را ترک نمی کرد. اهل مطالعه بود و نکات اخلاقی را جمع آوری می کرد و به دیگران هم میداد و همیشه تا لحظه ای جان داشت از رهبری دست برنداشت و عاشق چفیه ای بود که روی شانه هایش می انداخت.

38 سال ویلچرنشینی ذره ای از اراده اش کم نکرد

"صمدالله" رئیسی بردار شهید در باب شخصیت حاج اسد گفت: خیلی بی ادعا، صبور و از انسان های نادر بود و در مسائل انقلاب، تعبد و موضوعات فرهنگی آرمانگرا بود و به حداقل ها راضی نبود. از مولفه هایی که برای خودش ترسیم کرده بود کوتاه نمی آمد، علاوه بر این یک طوری رفتار می کرد که کارهایش دیده نشوند.

وی حاج اسد را مردی خستگی ناپذیری می داند که کمال جو بود و افزود: زمانی شهید قطع نخاع شد کشور ما در برخورد با این قشر در معالجات تجربه نداشت در تابستان 1361 در ماه رمضان جانباز شد و اگر بهش رسیدگی می شد شاید شدت آسیب پذیری اش تا این حد نبود و به حدی آسیب دیده بود که در اثر عمق جراحات و زخم ها قسمت تحتانی و فوقانی بدنش به خاطر بی تحرکی  به هم چسبیده بودند و توان نشستن روی ویلچر را هم نداشت و  روی تخت می خوابید اما هیچ وقت احساس خستگی و عقب نشینی نداشت و اگر چه تب و لرز داشت اما اهل نماز شب بود و توقعی از انقلاب نداشت.

این جانباز دوران دفاع مقدس حاج اسد را مرد میدان نبرد عنوان کرد و گفت: شهید بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شد و به زادگاهش جیرفت آمد به جز زمانی که تحت درمان بود سر کلاس درس حاضر می شد و کار مربیگری و ساعات موظفی اش را انجام می‌داد و وقتی هم بیمار بود یک نفر را جای خودش سر کلاس می فرستاد و بعد برای این فرد جبران می کرد و میگفت"بابت حقوقی که میگیرم نظام نباید مایه بگذارد و حقوقی می گیرم باید حلال باشد".

هر چه داشت وقف کرد

این فرهنگی پیشکسوت ادای دین و نگاه خیرخواهانه را از نشانه های تعبد شهید دانست و ادامه داد: هیچ کدام از اطرافیان شهید حق مالی به گردنش ندارند و از هر چه داشت به خیلی جاها کمک می کرد حتی یک خانه مسکونی در جیرفت داشت که در زمان حیات ظاهری اش چهار دُنگ را وقف مسجد جامع شهر جیرفت و مابقی را به یک نفر دیگر بخشید و خانه ای در کرمان داشت که توصیه کرد وقف فعالیت های فرهنگی آستان قدس بشود و یک ماشین هم داشت که گفته بود به انجام کارهای فرهنگی و قرآنی اختصاص داده بشود که در شُرف انجام است.

وی با بیان نمونه هایی از خلوص و بی توقعی شهید در دوران 38 سال ویلچرنشینی گفت: حاج اسد می گفت اگر حقوقم کفاف هزینه های درمانم را می‌داد اصلا راضی به کمک های درمانی نبودم و نه تنها از احدی توقع و انتظاری نداشت بلکه هر جا دستش می رسید کمک حال نیازمندان بود.

این همرزم و برادر شهید حاج اسد را یکی از فرماندهان گردان های سردار سلیمانی عنوان کرد و گفت: وی از فرماندهان خوب حاج قاسم و فرمانده یکی از سه گردان تیپ ثارالله بود.

وی با بیان خاطره ای کوتاه از عیادت حاج قاسم از شهید که شاهد رنج و صبوری اش بود اشاره کرد و افزود: یک دفعه حاج قاسم آمدند عیادت حاج اسد که همان لحظه پرستاران هم برای تعویض پانسمان آمده بودند درست یادم نیست 20 دقیقه یا بیشتر حاج قاسم ایستادن و نگاه می کردند و اشک می ریختند که دیگر با همین حالت رفتند.

وی در پاسخ به این سوال که چه شد جای یک مزار وسط گلزار شهدای شهر جیرفت مانده بود آیا برای شهید نگه داشته بودند یا به صورت اتفاقی شهید در این محل دفن شدند گفت: نظرمان برای خاکسپاری شهید جای دیگری بود که دیدیم یک جای خالی وسط گلزار شهدا هست و یکی از دوستان تعریف کرد"که شهید هر وقت می آمد گلزار شهدا ویلچرش را همین نقطه می گذاشت، فاتحه می‌خواند و دوستان شهیدش را نگاه می کرد که نهایتا همین جا دفن شد.

بردار شهید رئیسی گفت: حاج اسد به آرزویش که همان پیوستن به دوستان شهیدش بود رسید و دقیقا در جوار شهدایی دفن شده که علاقه زیادی به آنها داشت از جمله، شهید محمدمشایخی، شهید علی بینا، شهید طیاری و شهید آرمان.

وی با بیان این مطلب که  بچه های مسجد جامع شهر جیرفت و مسجد امام حسین علیه السلام کرمان  بهتر می‌دانند حاج اسد که بود، افزود: همیشه بیشتر از تکلیفی به عهده اش بود انجام می‌داد و ذره ای از اراده اش با همه درد و رنجی که کشید کم نشد.

رئیسی از ارادت خاص حاج اسد به حاج قاسم گفت و ادامه داد: همیشه دعاگویش بود و زمانی قبل از شهادت حاج قاسم بیمارستان خاتم الانبیاء تهران بستری بود وصیت نامه ای نوشته که در آن بعد از مقام معظم رهبری از حاج قاسم گفته است.

بردار شهید رئیسی از جمع آوری خاطرات حاج اسد در قالب یک کتاب با نکات اخلاقی و پندآموز خبرداد و گفت: امیدوارم بتوانیم برای اولین سالگرد شهادت شهید یک مجموعه ای از نکات خاص شخصیت شهید را چاپ کنیم.

وی گفت: در روز و تاریخی که حاج اسد جانباز شد و روز شهادت و خاکسپاری اش حتما حکمتی نهفته است که از چشم ما پنهان است.

نصب تندیس حاج اسد در ورودی جیرفت

"احمد اسکندری نسب" مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمان در گفت و گو با ایسنا از ساخت و نصب تندیس شهید حاج اسد رئیسی خبرداد و گفت: به فرموده مقام معظم رهبری، زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست و این تاکید رهبر معظم انقلاب حجت را در تکریم شهدا تمام کرده است.

وی شهید رئیسی را نمونه ای از یک معلم وارسته و آزاده دانست و افزود: حاج اسد پیام آوری برای همه نسل ها به خصوص جامعه فرهنگیان و دانش آموزان است.

مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمان ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را یکی از ابزارهای مقابله با تهاجم فرهنگی عنوان کرد و افزود: شهدای فرهنگی و دانش آموز  مصداق بارزی از فداکاری و سهم فرهنگیان در دفاع از ارزش ها هستند.

اسکندری نسب ساخت و نصب تندیس شهید حاج اسد را کمترین ادای دین نسبت به صبر و بردباری ایشان در دوران 38 سال ویلچرنشینی دانست و گفت: حاج اسد مایه افتخار دستگاه تعلیم و تربیت است که کماکان خودمان را مدیون شهدا و پیروی  از راهشان می‌دانیم.

به گزارش ایسنا، حاج اسد سال 1355 وارد سپاه دانش و سال 1357 به عنوان آموزگار به استخدام آموزش وپرورش درآمد یعنی از 18 سالگی وارد دستگاه تعلیم و تربیت شد.

در جنگ تحمیلی به همراه تعدادی از همکاران فرهنگی از جمله شهیدان صفر معناصری، تراب شیرازی و ابراهیم مقبلی از صف مقابل مدرسه به صف جهاد نظامی پیوستند (۳ شهید در اول جنگ سال 1357 درجبهه سوسنگرد به شهادت رسیدند) و راز نهفته که حکمتی در آن نهفته است و ما از آن غافل هستیم، روز تولد شهید شنبه اول ماه رمضان بود و روز قطع نخاع (بخش دوم و زندگی جدید و تجربه قطع نخاع و بیش از ۳۸ سال ویلچرنشینی یا نخل شکسته تبدیل شدن قامت۱۸۰سانتی متربه۹۰سانتیمتر) چهارشنبه ۲۲ رمضان همزمان با لیالی قدر و زمان و بعدازظهر پنجشنبه ۹ ذیحجه همزمان با قرائت دعای عرفه نیز مهمان همرزمان شهید شد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.