• شنبه / ۵ مهر ۱۳۹۹ / ۰۹:۰۸
  • دسته‌بندی: فرهنگ حماسه
  • کد خبر: 99070502903
  • خبرنگار : 71451

سکوت افسران عراقی به احترام عباس دوران

سکوت افسران عراقی به احترام عباس دوران
امیر سرتیپ دوم خلبان آزاده منصور کاظمیان‌مهابادی

در خاطرات بعضی از فرماندهان نیروی دریایی عراق نوشته شده که زمانی که آنها متوجه می‌شدند دوران پرواز کرده، به خودشان می‌گفتند که دیگر جای ماندن نیست و منطقه را ترک می‌کردند. بعضی دیگر از افسران عراقی می‌گفتند که به عنوان یک وطن پرست «دوران» را بسیار قبول دارند و بر سر مزار او یک دقیقه سکوت می‌کردند.

به گزارش ایسنا،‌ امیر سرتیپ دوم خلبان آزاده منصور کاظمیان‌مهابادی هنگام حمله جنگنده‌های ایران به بغداد در زمان نشست کشورهای غیرمتعهد خلبان کابین عقب سرلشکر خلبان شهید عباس دوران بود. وی در آن حمله که در سال ۶۱ با هدف لغو کردن آن نشست انجام شد، پس از مورد اصابت قرارگرفتن هواپیما به دست نیروهای عراقی اسیر شد و پس از هشت سال اسارت نهایتاً در سال ۱۳۶۹ آزاد شد.

امیر سرتیپ دوم خلبان آزاده منصور کاظمیان‌ مهابادی روایت می‌کند: قرار بود کنفرانس کشورهای غیرمتعهد در بغداد تشکیل شود که این درست در بحبوحه جنگ تحمیلی بود. مسئولان ایران گفته بودند که آن کنفرانس نباید در عراق تشکیل شود، زیرا آن کشور نا امن است. اما صدام بغداد را امن‌ترین شهر دنیا می‌خواند و می‌گفت: «هیچ پرنده‌ای نمی‌تواند به آسمان آن شهر وارد شود.» او حتی گفته بود که اگر کسی توانست وارد آسمان بغداد شود، کلید آن شهر را به او خواهد داد.

شهید عباس دوران

حدود ساعت ۶:۲۰ دقیقه  صبح بود که پس از هدف قرار گرفتن جنگنده، از هواپیما بیرون پریدم، بیهوش شدم. حدود ساعت ۸:۳۰ صبح دیدم تعدادی به زبان عربی صحبت می‌کنند، فکر کردم که در آن دنیا هستم اما بعد متوجه شدم که چند درجه‌دار عراقی و یک پرستار که لب پاره شده من را بخیه می‌زد، در کنارم بودند. از آنها پرسیدم که «دوران» کجاست و آن‌ها گفتند که او بیرون نپرید. اما من شک داشتم که شاید آن‌ها می‌خواهند دوران را مخفی کنند و به این دلیل این گونه می‌گویند. دوران ولی روز قبل از عملیات به من گفته بود که در صورت پیش آمدن سانحه‌ای برای هواپیما به بیرون نخواهد پرید، چون نمی‌خواست اسیر دشمن شود. مرا به بیمارستان و بعد به خانه‌هایی بردند که به آن‌ها وزارت دفاع می‌گفتند.

* آتش عباس دوران در دژ نفوذناپذیر صدام

* سریال زندگی شهید دوران در هفته دفاع مقدس کلید می‌خورد

در روزهای اول جنگ که ما در پایگاه بوشهر من و عباس با هم آشنا شدیم، مدام در اتاق عملیات بود تا بتواند مأموریتی برای خود دست و پا کند. همیشه آماده انجام سخت‌ترین عملیات ها بود. او رکورددار نیروی هوایی بود به طوری که به غیر از مأموریت‌های گشت زنی، ۶۰ ماموریت رزمی انجام داده بود. در خاطرات بعضی از فرماندهان نیروی دریایی عراق نوشته شده که زمانی که آنها متوجه می‌شدند دوران پرواز کرده، به خودشان می‌گفتند که دیگر جای ماندن نیست و منطقه را ترک می‌کردند. بعضی دیگر از افسران عراقی می‌گفتند که به عنوان یک وطن پرست «دوران» را بسیار قبول دارند و بر سر مزار او یک دقیقه سکوت می‌کردند.

پس از ۱۵ روز من را به استخبارات (اداره اطلاعات عراق) که مخصوص بازجویی خلبانان و افسران ارشد ایرانی بود، بردند و ۴۵ روز در آن جا نگه داشتند. سپس به اردوگاه بردند تا زمانی که آزاد شدم.

روزهایی بسیار سختی بود. بیشتر در مورد روحیه خلبانان از من سوال می‌کردند. مثلاً از من پرسیدند که چه خلبانانی در پایگاه همدان وجود دارند که من در جواب گفتم یادم نیست چون به تازگی به همدان منتقل شده‌ام. اما سریع یک لیستی از خلبانان پایگاه را جلوی من قرار دادند. می‌دانید که ستون پنجم آن‌ها بسیار قوی بود. اما من گفتم که هیچ کدام از آنها را نمی‌شناسم. هنگامی که به سوالی پاسخ اشتباه می‌دادم، کتکم می‌زدند.

در اداره استخبارات با کابل می‌زدند که هنوز در کتف راستم رد آن هست. شکنجه‌ها به قدری زیاد بود که دیگر کسی که شکنجه شده بود را نمی‌شناختیم. از او می‌پرسیدیم که چه طوری شکنجه‌ات کردند و او می‌گفت که از پا از سقف آویزان بود و دست‌هایش از پشت با کابل بسته شده بود. این کابل‌ها آن قدر سفت بسته می‌شدند که پوست و گوشت را پاره می‌کردند و به استخوان می‌رسیدند. او می‌گفت چند سرباز ۲۴ ساعت او را فلک می‌کردند.

* آخرین مکالمه عباس دوران پیش از شهادت

فقط به ما گفته بودند که اگر اسیر شدیم، تنها مشخصات خود، درجه و از این قبیل اطلاعات بدهیم. به احتمال زیاد آموزش ارتش آنها اینگونه بود که به افسران و خلبانان احترام زیادی می‌گذاشتند. یادم می‌آید که یک روز ما را به شهر بغداد بردند، دیدم پلیس به ماشین بنزی که از جلوی ما رد شد، احترام گذاشت. از آن پلیس پرسیدم که: «آیا شخص داخل ماشین را می‌شناسی؟» که او در جواب گفت نه. ماشین بنز در عراق مخصوص افسران و مجلسی‌های ماست و همه نمی‌توانند بنز سوار شوند.

عراقی‌ها به ما  «ارتشی» می‌گفتند  و به سپاهی و بسیجی‌ها می گفتند «ارتش خمینی». هر چند همه ما اسیر بودیم. می‌دیدم که در بین نیروهای ارتشی که در استخبارات نگه می‌داشتند، بچه‌های سپاهی هم بودند که این کار برای اذیت کردن آن‌ها بود، چون وقتی خلبانی یا افسری را به استخبارات می‌بردند، به شدت او را شکنجه می کردند.

امیر سرتیپ دوم خلبان آزاده منصور کاظمیان‌مهابادی

کارهای متنوعی در زمان اسارت انجام می‌دادیم.ورزش می‌کردیم، زبان انگلسیی آموزش می‌دادیم. یکی از اسرا آلمانی بلد بود. شب‌ها بافتنی یاد می‌گرفتیم. کارهای زیادی انجام می‌دادیم که درد اسارت کم شود. ما بیش‌تر از اسرای جدید می‌فهمیدیم که در ایران چه خبر است و آن چیزی را هم که از رادیو و تلویزیون عراق می‌شنیدیم، با دیگر خلبانان اسیر تجزیه و تحلیل می کردیم.

۲۶ مرداد سال ۶۹ متوجه شدیم که قرار است به ایران بازگردیم. از صبح همان روز رادیو و تلویزیون عراق اعلام می‌کرد که صدام قرار است سخنرانی کند. ما فکر می‌کردیم باید در مورد جنگ باشد. ساعت ۱۱ بود که سخنرانی صدام شروع شد. او گفت که تصمیم گرفته اسیرهای ایرانی را به صورت یک طرفه آزاد کند. اما هیچ اخبار و اطلاعاتی از داخل ایران در اختیار نداشتیم که بدانیم واقعیت امر چیست. از فردای آن روز دیدیم که از شمال عراق تحویل اسرا شروع شد.

چهارم شهریور نوبت اردوگاه ما شد. فقط خلبانان و سه سرهنگ نیروی زمینی را نگه داشتند اما بقیه را آزاد کردند. ما از آن‌ها پرسیدیم که چرا ما را نگه داشته‌اند. آن‌ها در جواب گفتند که ایران هنوز هیچ خلبان عراقی را تحویل نداده است. اما این در صورتی بود که ایران به صورت مجزا اسرا را نگه نمی‌داشت و اگر اردوگاهی را تخلیه می‌کرد، در میان آن اسیرها ممکن بود افسر، خلبان یا هر فرد نظامی عراقی باشد. این مسئله ۲۰ روز طول کشید تا زمانی که ۲۴ شهریور ما را به اردوگاه «بعقوبه» انتقال دادند. در شب اول سه ایرانی و شب دوم هفت نفر را آزاد کردند که من در میان آن هفت نفر بودم.

اصلاً باورمان نمی‌شد. زمانی که از مرز به این طرف (ایران) آمدیم، ماشین‌های ایرانی را می‌دیدیدم که در خطی حرکت می‌کردند و در آن طرف اسیرهای عراقی را پیاده می‌کردند و ما را در این سو سوار می‌کردند. وقتی پیاده شدیم، به خاک افتادم، آن را بوسیدیم و خدا را شکر کردیم که وارد خاکمان شدیم. جنگ دیگر تمام شده بود. اما من به مدت دوسال در پادگان قلعه مرغی به دانشجویان خلبانی آموزش می‌دادم.

همان یکی دو سال اول ورودم به ایران تعدادی از خاطراتم را مکتوب کردم. کتابی هست به نام «پشت درهای بسته» که چند مورد از خاطره‌های من در آن جا ذکر شده است.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۷:۲۴

سلام و ۱۰۰۰ درود بر شما غیور مردان ایران زمین که ما مدیون ایثارگری و رشادت های شما هستیم. درود بر شرفتان و راه شهدای بلند مرتبه ادامه خواهد داشت.

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۰۰:۲۴

درود فراوان

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۷:۴۳

ھمیشہ باخودم فکر میکنم چرا شهید عباس دوران وامثال ایشون فقط در آن زمان،بودند والانه دیگه خبری از اینجور افراد نیست واگر هم هست تعدادش به اندازه انگشت دست هم نمی‌رسد واقعیت فرشته های وطن پرستی کہ دریک لحظه صدبار برای وطن جان می‌دادند... روحشان شاد، روحشان شاد

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۰:۲۶

سردارسلیمانی هم زمان یکی ازهمان فرشته هابود

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۰۰:۳۲

الان هم هست ولی انقدر تبعیض ونابرابری می بینن دلسرد شدن وناامید

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۸:۴۰

شما هم شهید زنده هستی و همرزم دوران

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۸:۵۵

آفرین به تمامی خلبانان ایران زمین از جمله شهید سرلشکر خلبان عباس دوران وآزاده سرفراز سرتیپ خلبان منصور کاظمیان مهابادی دوست وهمرزم شهید دوران

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۹:۰۶

سلام وقت بخیر همیشه یاد ایثارگران و مردان واقعی اسلام و ایران را زنده نگه داشته و در باعث افتخار است و وای به حال آنان که از اعتبار این عزیزان سو استفاده مي کنند

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۹:۰۹

درود وصد درود برشما غیورمردان ایران زمین.مادر وطن به پرورش شما قهرمانان برخود می بالد.نامتان در تاریخ این سرزمین اهورایی جاودانه خواهد ماند.

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۹:۱۶

سلام امیدوارم در نوبت بعد برای امام زمان عج پرواز کنید ودشمنان را نابود کنید البته با عباس عزیز

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۹:۳۵

با سلام مطمئن باشید نامتان بر تارک و سپهر ایرانمان جاودانه است درود به شرفتان، مسولین کنونی کمی تدبیر کنند،،،، محسن لگزیان نیشابور

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۹:۳۷

خداونداجر شمارو بد ما که کاری نیستیم هر وقت این قضیهارو نگاه میکنم گریه میکنم چقدر قریبانه ومردان رفتید درود خدا به شما ای مردان خدا ما کاری که نمیتوانیم بکنم چون چطور ان شکنجهارو درست کنم ولی درود میفرستم. به شم

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۹:۳۹

روحشان شاد و یادشان گرامی. ایران عزیز به این فرزندان دلاور و قهرمانش می بالد.

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۱۹:۴۸

درود بر اسطورهای زنده و گمنام وطن همیشه و در همه شرایط به شما افتخار می کنیم

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۰:۰۲

درود بر شما غیورمردان وطن‌پرست که باعث افتخار ایران و ایرانی هستید. برای شما عزیزان آرزوی تندرستی و سربلندی دارم.

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۰:۰۵

درود خدا برشماعزیزان............آیاقدرتون میدونن؟

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۰:۵۶

چه جانسوز عباس دوران پر کشید ،کاش ایجکت میکرد،ولی او بهتر می‌دانست که برای جاودانه شدن باید چه کرد ،تحصیلکرده و دنیا دیده بود،درسی که او به ما آموخت در هیچ دانشگاهی نیست،اوعملا نشان داد پای خاک وناموس باید اینگونه عمل کرد

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۱:۰۱

ایول دارید همتون شهدا و بازماندگان

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۱:۱۳

سلام و صددرود خدمت شما قهرمانان وطن همیشه رشادت ها شما و فداکاریهای شما تو ذهن ما است ما به خودمان افتخار می کنیم که شما سروران قهرمانان امثال من هستید.

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۱:۱۴

درو به شرف پاکتون.ک.با وجود اینهمه شکنجه حرفی در مورد اطلاعات خلبانان ایرانی ندادید ایران. همیشه به وجود خلبانان چون. شما به خود میبالد

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۱:۱۵

باسلام ان موقغ هدف همه مردم صداقت بود شورنشاط بودجنگ بودولی همه دوست داشتن برند وطن شان را ازاد کند

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۲:۳۹

روحشان شاد و ما مدیون همه آنها هستیم 6

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۵ ۲۳:۱۹

دیگه خبری از دلاوری و رشادت نیست. همه بفکر بلعیدن همدیگه هستن، غیر از اینه؟

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۰۶:۴۶

نه اینطور نیست ... بعضیها اینطور هستند خدا از وجودشون رخت بسته

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۰۷:۵۲

این نیز بگذرد

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۰۸:۴۵

خاک بر سر مسولین بی کفایتی که دارن با غربگرایی خون شهدا رو پای مال می کنند،،لعنت لعنت

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۰۹:۵۶

سلام ودرودبرشهیدان و خلبانان،رزمندگانهشت سال دفاع مقدس ایران را بیمه کردن

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۱۶:۵۳

درود و هزاران درود بر شما بزر گ مردان ایران عزیز

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۰۸:۰۷

به بودنتون میبالیم .. سایتون بالای سر این کشور و ما مردم مستدام..شماها فرشته اید کاش قدر شماها رو بفهمیم

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۰۸:۵۹

هزاران درود به روح پاک و مردانه ایرانی وطن پرست شهید عباس دوران و همکارانشان، زنده باد، 👏👏👏🌹

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۰۹:۲۳

روحت شاد عجب شهامتی داشته غیرت ایرانی رو دید صدام کثیف

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۱۱:۴۷

کجایید ای شهیدان خدایی

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۱۴:۳۰

درود به شرفتان سربازان وطن خاک پاتونیم

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۱۵:۵۳

در حق خلبانان نیروی هوائی و هوانیروز کم لطفی شده. باید در راه شناساندن بیشتر این دلیران به مردم بیشتر کار شود و متاسفانه فقط در هفته دفاع مقدس چتد فیلم و مستند تکراری در باره این شجاعان پخش میشود.

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۱۶:۵۳

دنیا فراموشتون نمیکنه غیور مردان

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۱۸:۰۳

فدایی شما هستم.

avatar

فدای شهدا و جانبازان عزیز

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۲۰:۰۰

لعنت بر صدام و اربابان پلیدش.

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۲۰:۲۱

درودخدابرغیورمردان دلاورازخلبان گرفته تابسیجی کوچک حسین فهمیده. یادشان همیشه دردل ایرانیان غیور زنده می ماند

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۲۰:۲۶

قیافه صدام بعد ازاین عملیات دیدنی بوده است!

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۶ ۲۲:۵۷

درود بیکران بر روح شهدای والا مقام.

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۷ ۰۱:۰۴

بعضیا خبر ندارند چه بر سر این مردم کشور آمده فقط گوش به رادیو های بیگانه سپردندوطن پرستی را با وطن فروشی اشتباه گرفته اند

avatar
۱۳۹۹-۰۷-۰۷ ۲۲:۴۴

درودبرشماشیردلان ایران زمین درودبرروان پاک شهدای دفاع مقدس