• دوشنبه / ۳ آذر ۱۳۹۹ / ۱۲:۴۸
  • دسته‌بندی: همدان
  • کد خبر: 99090302231
  • خبرنگار : 50038

امسال رنگ پاییز به سیاهی می‌زند

امسال رنگ پاییز به سیاهی می‌زند

ایسنا/همدان زیر بارش نم نم باران در پیاده رویی سوت و کور قدم می زنم، تا چشم کار می کند برگ های هزار رنگ خزان زده سنگ فرش ها را پوشانده و قطرات باران صورتم را نوازش و عطر دل انگیز خاک نم خورده مشامم را لبریز از زندگی می کند و مرا می برد تا کوچه باغ های کودکی.

این روزها که طبیعت با رنگ رؤیا می آفریند، کاش می شد "پاییز" را زندگی کنیم اما امسال آذرماه، آخرین ماه شاعرانه پاییز، چه غمباز و سخت می گذرد!... هر شبانه روزش همچون سالی قحطی زده در تب و تاب و دل آشوبگی آمار مرگ و میر "کرونا" ... و خانواده هایی که داغدار می شوند و تن هایی که زیر خروارها خاک به سردی می گراید.

یاد این شعر از "حسین منزوی" می افتم که پاییز کوچک من، دنیای سازش همه رنگ‌هاست، با یکدیگر، تا من نگاه شیفته‌ام را، در خوش ‌ترین زمینه به گردش برم، و از درخت‌های‌ باغ بپرسم، خواب کدام رنگ، یا بی ‌رنگی را می بینند، در طیف عارفانه پاییز؟

و سال ها پیش مرحوم "مهدی اخوان ثالث" چه زیبا اوضاع آشفته سیاسی و اجتماعی زمانه خودش را در همین چند سطر خلاصه کرد که باغ بی ‌برگی، خنده‌اش خونیست اشک آمیز، جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن، سلطان فصل‌ها، پاییز ...

مشکلات ابتلای روزانه بیش از ۱۳ هزار نفر به کرونا، آرامستان هایی که غریبانه قربانیان این ویروس منحوس را در خود جای می دهند، از یک سو، تورم جان فرسا، گرانی های یک شبه، قیمت ها و نرخ های خلق الساعه، عدم مدیریت مسئولان، حکومت دلار بر بازار آشفته، افزایش چند ۱۰ درصدی قیمت کالاهای اساسی و ضعف و اهمال کاری برخی مدیران همه دست به دست هم می دهند تا رنگ زندگی پاییز ۹۹، به سیاهی بزند ...

از کنار مغازه هایی که به علت اجرای طرح "جامع مدیریت هوشمند محدودیت های کرونایی"‏ بسته شده اند می گذرم، چند سوپرمارکت و فروشگاه برای تأمین ارزاق مردم باز هستند، کمی آن طرف تر مغازه مرغ فروشی در حال خالی کردن بار مرغ های یخ زده از داخل کامیون کشتارگاه است، کارگری فریاد می زند قیمت امروز "۳۲ هزار و ۵۰۰ تومان"...

و سبدهای جرم گرفته ای که سیبل پرتاب مرغ ها قرار می گیرند و پیرمرد قد خمیده ای که قیمت مرغ را می پرسد و عصا زنان با حسرت از کنار مغازه عبور می کند...

حال این روزهای ما خوب نیست؟! چقدر این روزها همه ما دردمند هستیم، خوب که گوش می کنم صدای نفس‌های‌ پاییز می آید، کاش می شد نگرانی‌های مان را از برگ‌های‌ درختان آویزان کنیم تا چند روز دیگر بریزند و محو شوند...

گویی این روزها همه درپی دلخوشی های کوچک هستیم تا شاید دغدغه هایمان را برای لحظاتی هر چند کوتاه پشت درگاه فراموشی بگذاریم و کمی بیاساییم، دلخوشی هایی مثل یک لبخند در جواب نگاهت، جمع دوستانت، دلخوشی هایی مثل چراغ خانه ای که هنوز روشن است، مادری که می خندد، پدری که حالش خوب است...

باور کنید زندگی، همین دلخوشی های کوچک است... در این روزهای وانفسا که به اندازه کافی کام همه را تلخ کرده، کمی بیشتر هوای دل همدیگر را داشته باشیم، تا دیر نشده بیایید "پاییز" را زندگی کنیم...

یادداشت از: مهناز روزبهانی، خبرنگار ایسنا

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.