• شنبه / ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ / ۱۶:۵۰
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 99121611770
  • منبع : مطبوعات

محمود رفت و تمام شد اما ...

محمود رفت و تمام شد اما ...

«محمود رفت و تمام شد اما مشکل بزرگ استقلال «منیت» بازیکنان است؛ جماعت شکست‌خورده‌ای که فیس و افاده‌شان از هزار فاتح و قهرمان بیشتر است. بدون تعارف تا این فرهنگ در استقلال اصلاح نشود، آب خوش از گلوی آبی‌ها پایین نخواهد رفت.»

به گزارش ایسنا، در یادداشت رسول بهروش، روزنامه‌نگار، در روزنامه همشهری آمده است: «همین اول کار لازم به یادآوری است که محمود فکری طی دوران حضورش در استقلال مرتکب اشتباهات جدی و بسیار زیادی شد. این یعنی اگر او در میانه فصل به نقطه پایان رسید، خودش هم بی‌گناه نبود. نوع جدایی از نساجی، برگزیدن همکاران امتحان پس‌داده، باج‌دادن به بی‌نظم‌ها، فرافکنی‌های بعد از هر ناکامی، کری‌خوانی نالازم با رقیب سنتی و برخی تصمیمات فنی که به‌وضوح غلط بودند، بخشی از سیاهه اشتباهات فکری در استقلال محسوب می‌شود. بنابراین اینجا قرار نیست برای مظلومیت کسی مرثیه بخوانیم اما منصفانه باید گفت حق رکورددار بازی در تاریخ باشگاه استقلال هم این برخوردها نبود. این حجم از نامهربانی، این ناامنی مستدام شغلی و بی‌اعتمادی همه‌جانبه به فکری، نه درخور جایگاه تاریخی او در استقلال بود و نه حتی تناسبی با عملکرد و نتایجش داشت. در استقلال هیچ‌کس کنار فکری نایستاد. اعضای شهرت‌طلب هیأت‌مدیره در حالی بعد از تساوی در داربی تهران به انتقاد از فکری پرداختند که تیم او هنوز در صدر جدول قرار داشت. هواداران هم به هر بهانه‌ای هشتگ «فکری - اوت» را داغ کردند؛ انگار که آنچلوتی و یورگن کلوپ پشت در نشسته باشند. زیر آوار جفاکاری‌ها اما، حکایت «بازیکنان» از همه تلخ‌تر بود.

آن اوایل که فکری سرمربی استقلال شده بود، در جمله‌ای آمیخته به همان خودستایی‌های ناشیانه‌اش گفت: «آمده‌ام تا از بازیکنان فعلی ۲۲محمود فکری بسازم.» این اما باطل‌ترین خیال آقای مربی بود. او شاید نمی‌دانست گام به کدام برزخ گذاشته؛ تیمی با هزار پادشاه که اگر چه سال‌هاست جام نمی‌برد، اما این همه ناکامی یک سر سوزن هم از غرور و تبختر بازیکنان کم نکرده است. استقلال در ۲۰ داربی گذشته فقط ۲ بار برنده بوده، در ۴ سال گذشته فتح ۷ جام توسط حریف دیرینه را تحمل کرده و ۲ بار هم فینال آسیایی آنها را از قاب تلویزیون تماشا کرده است. این همه درد، به‌جای این که از مردان استقلال کوه عطش و انتقام بسازد، به شکل عجیبی باعث افزایش خودخواهی، باندبازی و بازیکن‌سالاری در این تیم شده است؛ آتشی که دامان فکری را گرفت و با این شرایط کادر فنی بعدی را هم بی‌نصیب نخواهد گذاشت.

از ۲۲ «محمود فکری» مورد انتظار آقای سرمربی، یکی بازوبند کاپیتانی‌اش را به زمین کوبید و وسط مسابقه راهی خانه شد، آن یکی به بهانه پول ۱۱ روز در خانه نشست و جواب هیچ‌کس را نداد، دیگری پای پست صفحه رسمی باشگاه به مدیران استقلال توهین کرد و بقیه هم هر کدام به سهم خودشان فتنه‌های کوچک و بزرگ راه انداختند. محمود رفت و تمام شد اما مشکل بزرگ استقلال همین «منیت» بازیکنان است؛ جماعت شکست‌خورده‌ای که فیس و افاده‌شان از هزار فاتح و قهرمان بیشتر است. بدون تعارف تا این فرهنگ در استقلال اصلاح نشود، آب خوش از گلوی آبی‌ها پایین نخواهد رفت.»

انتهای پیام