سکوت دختران

برای دسترسی به اخبار قدیمی‌تر، در منوی مربوطه سال و ماه را محدود کنید.
  • شبحِ شومِ تجاوز

    شبحِ شومِ تجاوز

    «از ترس می‌لرزیدم، گریه امانم نمی‌داد، با همه‌ی توانم می‌دویدم تا به یک جای شلوغ برسم، هنوز تحکم دست‌هایش را روی تنم حس می‌کردم. یک هفته کارم اشک ریختن بود، و ماه‌ها طول کشید تا با کمک مشاور توانستم با این اتفاق کنار بیایم و به زندگی عادی برگردم.»